السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
178
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
است كه بر حسين ( ع ) واقع خواهد شد ، چون او از طريق علم نجوم و مشاهده ستاره امام حسين ( ع ) به واقعهء كربلا وقوف يافته بود و همه انبياء و ائمه هر يك در آسمان ستارهاى دارند كه منسوب به ايشان است ، كما اينكه در حديث وارد شده كه سيّاره زحل ستارهء امير المؤمنين ( ع ) است ، پس نبايد به آن همچنان كه بعضى عوام مىگويند ، نسبت نحوست داد . امر سوّم ) : اينكه ابراهيم ( ع ) فرمود : ( هذا ربّى ) به صورتهاى مختلف تأويل شده است . 1 ) اينكه ابراهيم ( ع ) در زمان بلوغ عقلى و كمال فكرى در مسير دقّت و نظر و تأمّل وقتى ستاره را درخشان و نورانى مىبيند و مشاهده مىكند كه قومش آن را عبادت مىكنند ، بر سبيل فكر و نظر مىگويد : اين پروردگار من است ، امّا وقتى افول و غروب ستاره را مىبيند متوجه مىشود كه ستاره معبود حقيقى نيست و افول آن نشانهء حادث و مخلوق بودن آنست ، همچنين قول او در مورد ماه و خورشيد نيز بر سبيل دقّت و تأمل بوده و در نهايت وقتى مىبيند همه آنها حادث و مخلوق هستند ، مىگويد : اى قوم من از آنچه شما شرك مىورزيد بيزار هستم . اين گفتار آن حضرت بعد از معرفت او به خداى واحد واقع شده و در بعضى از روايات اشارهاى به اين وجه وجود دارد . 2 ) اينكه ابراهيم ( ع ) بر عدم صلاحيّت ربوبيّت ستاره و ماه و خورشيد عالم و عارف بوده ، ليكن اين گفتار آن حضرت بر سبيل محاجّه و استدلال بر عليه ستاره پرستان بوده است تا عدم صلاحيّت معبوديّت ستاره را به آنان ثابت كند و اين وجه را آيه كريمه تأييد مىكند كه مىفرمايد : ( اين حجّت ما بود كه به ابراهيم داديم [ 1 ] ) . 3 ) اينكه مراد از قول آن حضرت بر سبيل مماشات است يعنى در اعتقاد شما و به پندار شما كه مىگوئيد اين ستاره ربّ و معبود است ، فرض مىكنيم اين ستاره ربّ من باشد ، امّا وقتى ستاره غروب كرد ، بر عليه آنها مىفرمايد : من غروبكنندگان را دوست نمىدارم ، يعنى چنين معبودى صلاحيّت عبادت ندارد ، اين وجه نظير قول خداى تعالى است كه از قول موسى به سامرى مىفرمايد : ( بنگر به معبودت كه همواره كمر به عبادت او بسته بودى [ 2 ] ) .
--> [ 1 ] سوره انعام ، آيه 83 . [ 2 ] سوره طه ، آيه 97 .